این مطلب رو خیلی وقت پیش شنیده بودم٬ ولی بعدا هر چی سعی کردم که جریان کامل این ماجرا یادم بیاد نشد که نشد٬ تا اینکه بر حسب اتفاق دوباره یکی از دوستام با فرستادن یه ایمیل٬ نواقص ماجرا رو به یادم آورد. حالا این ماجرا واقعیه یا فقط یه جوکه نمی دونم:
" میگن سه تا از دانشجوهای ایرانی توی آمریکا می خواستن با سه تا از دوستای آمریکاییشون برن یه کنفرانسی که توی یه شهر دیگه برگزار می شد. تصمیم گرفتن که همه با هم با قطاربرن که توی یه کوپه پیش هم باشن. اما ایرانیها اصرار کردن که برای ما سه تا فقط یه بلیط بگیرید!
آمریکاییها خیلی تعجب کردن و با تاکید می گفتن که حتما میگیرنتون و آبرو ریزی میشه اما ایرانیها میگفتن شما چی کار دارید؟ برای ما فقط یه بلیط بگیرید دیگه!
خلاصه با چهارتا بلیط سوار قطار شدن٬ موقع کنترل بلیطها که رسید سه تا ایرانیه با هم رفتن توی یه توالت٬ مامور کنترل هم مطابق معمول وقتی بلیط همه رو چک کرد رفت و در دستشوییها رو هم زد که بلیطهای باقیمونده رو جمع کنه٬ لای در باز شد و یه دستی یه دونه بلیط به مامور تحویل داد.
به همین سادگی مساله حل شد. آمریکاییها نشستن و با خودشون فکر کردن که این ایرانیها چقدر مخشون کار می کنه ها! ما چرا تا حالا همچین کاری به فکرمون نرسیده بود؟ از این به بعد همین کار رو می کنیم!

این گذشت٬ کنفرانس برگزار شد و موقع برگشتن رسید. این دفعه آمریکایی ها رو به ایرانیها کردن و گفتن:
ما سه نفری یه دونه بلیط می خوایم٬ شما چی؟ ایرانیها با خونسردی گفتن: ما اصلا بلیط نمی خوایم!
آمریکاییها دیگه واقعا باورشون نمی شد. پرسیدن پس چطوری می خواین سوار قطار بشید؟ گفتن: حالا می بینید.
قطار راه افتاد و بعد از طی شدن همون مراحل قبلی این دفعه آمریکایی ها همزمان باایرانیها پا شدن و خودشون رو به دستشویی قطار رسوندن و وقتی سه تا ایرانی رفتن توی یه دستشویی٬ اون ها هم سه تایی با هم رفتن توی یه دستشویی دیگه!
اینجا بود که یکی از ایرانیها از توی دستشویی در اومد٬ در دستشویی آمریکایی ها رو زد و گفت: بلیط لطفا!
بقیش هم معلومه دیگه!"