طبقه هسّاث
فیلمی از کمال تبریزی. احتمالا همین توضیح برای بیان حال و هوای فیلم کافی است. ترکیبی از شوخی و جدی. مطرح کردن مباحثی به زبان طنز که احتمالا بحث مشابه در حالت جدی به علت ایجاد دلخوری در یکی از طرفین قابل جمع بندی نخواهد بود. شوخی با پیش فرضهای ذهنی یک جمع، این داستان: غیرت.

"مردی متوجه میشود که شریک قبر دوطبقه همسر تازه درگذشتهاش مردی غریبه است. او هرگز چنین ننگی را تاب نخواهد آورد..."
فیلم به روانی و دل انگیزی "مارمولک" و "لیلی با من است" نیست، اما حوصله سربر هم نیست. به نظرم انتخاب رضا عطاران به عنوان بازیگر شخصیت اول این فیلم گزینش هوشمندانهای بوده، فکر نمیکنم این نقش تا این حد خوب بر قامت پرویز پرستویی، ایفاگر نقش اول آن دو فیلم پیش گفته، مینشست. نمیشه گفت رضا عطاران این فیلم چه فرق عمدهای با سایر نقشهایش دارد که بابت این نقش سیمرغ بلورین گرفته اما بابت بقیه نگرفته!
و اما یک نکته جالب و تقریبا غیر مرتبط: بازیگرانی که نقش دوستان رضا عطاران رو در این فیلم بازی کردند همگی صدا پیشههای مجموعه کلاه قرمزی هستند: محمد بحرانی گوینده ببعی و آقوی همساده بازیگر نقش وکیل است، کاظم سیاحی گوینده جیگر همان دوستی است که پیشنهاد اختیار کردن زن دوم را مطرح میکند و سرانجام بهادر مالکی گوینده فامیل دور هم آن دوستی است که در چین ترمز اضطراری قطار را کشیده بود و در کنار غذای خانگی اکرم خانم از فست فود هم استفاده میکرد!
بقیهها هم بد نیستند. به نظرم مجموعه فیلم در یک نگاه کلی نمره قبولی میگیرد.

