دروغ چرا؟ اتفاقا من از دیدن این فیلم همچین بگی نگی یه کمی لذت هم بردم.

فیلم در واقع یه داستان جناییه با تأکید زیاد روی نقش صداها در تشخیص داستان. زمان توی فیلم بر عکس طی میشه، یعنی اولین صحنه ها مربوط به بعد از جنایته بعد به تدریج داستان از دید همسایه ها و افراد مرتبط قبل و قبل تر رو روایت می کنه. اینطوری در واقع اوج داستان صحنه های اولیه است.

یه خورده غیر معموله که پیک داستان رو همون اول ماجرا بدون هیچ مقدمه چینی بدونی. وقتی اینجوری میشه ذهن ناخودآگاه به دنبال یه اوج بزرگتره که توی این داستان طبیعتا چنین چیزی وجود نداره. اینه که اون دوستمون و شاید خیلیهای دیگه رو اذیت کرده و الا کیفیت کار کارگردانی فرزاد مؤتمن ( که آخرش هم نفهمیدم چطور بعد از ساختن فیلمهایی مثل شبهای روشن و صداها یکهو تونسته پوپک و مش ماشالله رو بسازه*)،

بازیگری آتیلاپسیانی، رویا نونهالی (همون ناتاشای سریال خواب و بیدار)، رضا کیانیان و بقیه بازیگرها و خلاصه سایر عوامل فیلم مشکلی نداره که هیچ، دوست داشتنی هم هست.

حقیقت اینه که این نوع روایت داستان سابقه قبلی هم داره، توی این نوع روایت نویسنده در واقع معتقده که شنونده و خوانندش نباید کل ذهنشون معطوف به این قضیه باشه که آخر ماجرا چی میشه، این رو همون اول داستان میگن که خیال همه راحت بشه و تمرکزشون روی روابط، چگونگی و چیستی آدمها باشه. اینم یه نوعشه دیگه، منتها اگر از اول بدونی که همچین جریانی برقراره و خیالت راحت باشه که توی داستان خبری از اوج خاصی نیست راحت تر می تونی باهاش کنار بیای.

اونوقت شاید بتونی از این سبک روایت لذت بیشتری ببری و خدا رو چه دیدی شاید یه وقتی هم جزو سبکهای مورد علاقت بشه.

* اما بالاخره فهمیدم که چطور میشه که آقای مؤتمن میشه کارگردان "پوپک و مش ماشالله"، به بخشی از مصاحبه ایشون با سایت کافه سینما توجه کنید:

"پوپک ومش ماشالله هم فیلم من است. ما دو فرزاد موتمن داریم: یکی فرزاد موتمنی که هفت پرده و شبهای روشن و صداها را ساخته است. یکی دیگر که مجبور است شکم زن و بچه اش را سیر کند. من عاشق موتمن دومی هستم. چون او پیش خانواده اش یک قهرمان به حساب می آید. مردم کوچه ومحله ی ما تازه بعد از پوپک ومش ماشالله من را شناختند و احترام هم می گذارند. خیلی از منتقدها این ایراد را به من می گیرند که چرا مثل گدار که همیشه فیلمهای خودش را ساخته و تهیه کننده ها تاثیری بر او نگذاشته اند عمل نکرده ام؟ شاید این عزیزان نمی دانند که خواهر گدار در تمام این سالها جزو بانکداران برجسته ی سوییس به حساب می آید و گدار در خانواده ای بورژوا رشد کرده است. اما من که نه وضع مالی مناسبی دارم و نه به هیچ نهادی وصل هستم و فیلمساز دولتی هم به حساب نمی آیم باید چه کنم؟ من قبل از هفت پرده چهل فیلم مستند ساختم که از بین آنها فقط چند اثر قابل توجهند. اما این سابقه را منتقدان از یاد می برند واز من همیشه می خواهند یک شکل باشم. مستند بچه ها در هور بازی می کنند من در مجله ی سایت اند ساوند جزو سی مستند برتر تاریخ قرار گرفت و مستند جیران را هم منتقدان ایرانی خیلی دوست داشتند. با این شرایط فیلمسازی ومعیشت من مجبورم زیگزاگی عمل کنم گرچه می دانم برای مخاطبان جدی کارهایم این اصلا خوشایند نیست."