شاید شنیده باشی که سی و شش سال پیش "ناسا" یه سفینه ای فرستاد فضا که اسمش رو گذاشته بودن ویجر 1 (Voyager1). هدف این پروژه خروج از منظومه شمسی و حتی در صورت امکان ارتباط با مخلوقاتی ورای مخلوقات زمینی بود. یه لوح طلایی هم توی سفینه گذاشتن که (اگر درست یادم باشه) حاوی سلام و احوالپرسی به زبان های مختلف و همینطور قطعاتی از موسیقی برای انتقال احساسات ما زمینی ها بود.

فکر کن این سفینه موقعی به فضا فرستاده شده که هنوز شوروی از هم نپاشیده بود، انقلاب اسلامی ایران اتفاق نیفتاده بود، حتی هنوز مارگارت تاچر نخست وزیر انگلیس نشده بود. فقط پنج سال از فرود انسان بر ماه می گذشت، کامپیوترهای شخصی، اینترنت، تلویزیون رنگی در هر خونه، تلفن شخصی برای همه وجود نداشت. هنوز موی بلند برای آقایون، شلوار دم پا گشاد، یقه پیراهن روی کت مد بود. از اون موقع تا حالا این سفینه داشته می رفته. اخیرا دانشمندها به این نتیجه رسیدن که، بله، این مسافر کوچک (آخه سایزش از یه ماشین کوچک هم کوچکتره)، بالاخره از منظومه شمسی خارج شده.

میگن در محدوده منظومه شمسی همه چی تحت تأثیر خورشید خانوم هست، ایشون یه حبابی دور خودشون ساختن که انگار همه ماها (منظورم ساکنین منظومه شمسی هست) توی نوعی پلاسما ناشی از این حباب زندگی می کنیم.

این سفینه سیگنالهایی فرستاده که میگه: "هی دوستان! من خارج از اون پلاسمایی هستم که شما همه عمرتون رو اونجا سپری کردید".

اینجا می تونی صدایی رو بشنوی که شامل دو نویز سوت مانند هست. اولی در نوامبر 2012 اتفاق افتاده و بعدی در اپریل 2013 (حول و حوش وقتی که ما داشتیم عید رو جشن می گرفتیم). این دو تا صدا در واقع اسباب اندازه گیری تغییر غلظت محیط اطراف سفینه رو فراهم کردند. مقایسه ای که می تونه تأیید کننده فرضیه زیر در مورد مرز منظومه شمسی هم باشه. در این مرز یه افت ناگهانی در غلظت محیط اتفاق افتاد ولی با عبور از مرز دوباره غلظت محیط بالا رفت.

Credit: NASA/JPL-Caltech

واقعا که دنیا چقدر بزرگه.