قصه از اونجا شروع شد که د..ا یه روزی خیلی جدی بهم گفت:

"حواست هست که داری فرصت ها رو از دست میدی؟ اگر می خوای کاری کنی، تغییری توی زندگیت بدی زمانش الانه. برای همیشه که وقت نداری، اگر بخوای فقط بشینی و فکر کنی، آرزوهات هرگز عملی نخواهد شد."

اون موقع ها من یه موقعیت شغلی خوب توی یه شرکت معتبر داشتم و از شما چه پنهون از این که چیزهایی رو که طی سال ها به دست آورده بودم از دست بدم وحشت داشتم. با این حال حرف های د..ا اونقدر تاثیرگذار بود که به مساله ادامه تحصیل و مهاجرت جدی تر فکر کنم.

صد البته که راه های مختلفی برای این مساله وجود داشت اما من توی تحلیل هام به این نتیجه رسیدم که گزینه مناسب گزینه ایه که ضمن فراهم کردن شرایط تحصیلی مناسب، از لحاظ شرایط زندگی (حداقل برای چند سال) دورنمای مناسبی داشته باشه. مسایل و مشکلات مربوط به بحران اقتصادی جهانی من رو هدایت کرد به سمت استرالیا و نیوزیلند که به خاطر دور بودنشون از قلب حوادث جهانی معمولا امواج مشکلات خیلی ملایم میشه تا این دو کشور رو تحت تاثیر قرار بده.

مرحله بعدی این بود که دانشگاه های این کشورها از نظر اعتبار مدرکشون برای وزارت علوم ایران و اعتبارشون در رده بندی جهانی بررسی بشن. در مورد دانشگاه ها، اینجا یه سری اطلاعات خیلی به درد بخوری پیدا کردم. در مورد رده بندی جهانی هم که چند تا معیار بیشتر وجود نداره، یکیش اینه: معیار QS. رده بندی شهرهای دنیا از لحاظ کیفیت زندگی همواره با جستجوی Quality of life Ranking در گوگل قابل دسترسی هست، یک مثالش که مورد توجه من قرار گرفت، معیار Mercer بود. در نهایت اگر اطلاعات کامل و رسمی در مورد دانشگاه های نیوزیلند (که تبدیل شدند به مقصد من) خواستی، یه سر به اینجا بزن.

با معلوم شدن اهداف احتمالی شروع کردم به پیدا کردن سایت دانشگاههای مورد نظرم و بعد اطلاعات مربوط به دانشکده ای که من دنبالش بودم. مثلا سایت دانشگاه آوکلند اینه:

همونطور که میبینی سمت راست یه جایی هست که لیست دانشکده ها مشخص شده. با مراجعه به صفحه هر دانشکده میشه لیست اساتیدی که در زمینه مورد نظر در حال فعالیت هستند رو پیدا کرد. من ترجیح دادم پیش از این که وارد پروسه اصلی درخواست پذیرش بشم با اساتید مورد نظرم مکاتبه کنم. معمولا این اساتید یه لیست زمینه های تحقیقاتی و علاقه مندی هایی دارن که طبیعتا باید با سابقه موجود در رزومه متقاضی همکاری همخوانی داشته باشه.

در نهایت ایمیلی فرستادم که با این جملات شروع میشد:

"Dear Dr. ...
>
> I have been graduated in رشته تحصیلیم with degree of Master of Science from the اسم دانشگاهم. Now I am extremely interested in completion of my academic studies in PhD Program in The University of Auckland..."

هفت ساعت بعد ایمیلی دریافت کردم با این مضمون:

"Hi ...,
>
> I'll be happy if we can work together...but, first of all, I need some preliminary info about you..."

و این شروع قصه ما بود.