ممنتو
" داستان این فیلم که در سال 2000 ساخته شده، در مورد مردیه که همسرش رو از دست داده و از نوعی عارضه خاص رنج می بره. او قادر نیست هیچ خاطره جدیدی داشته باشه، در نتیجه سعی می کنه یادداشت برداری از وقایع رو جایگزین عملکرد معمول حافظه کنه و از این طریق تلاش می کنه قاتلین همسرش رو پیدا کرده و اونها رو به سزای عملشون برسونه."

فیلم در واقع دو قصه مجزا رو به هم پیوند می ده. یکی قصه مامور بیمه ای به نام لئونارد که قتل همسرش آخرین خاطره ایه که قادر به یادآوریش هست و دیگری ماجرای انتقام گرفتن از قاتلین همسرش. یکی از قصه ها از آخر به اول و اون یکی به روال عادی تعریف میشه. نحوه مونتاژ این دو تا داستان به خوبی میتونه گویای نحوه روایت فیلم باشه. در عمل برداشت های مربوط به یکی از قصه ها با حروف الفبایی و دیگری با عدد شماره گذاری شده بودند و در زمان مونتاژ به ترتیب V,1,U,2,...,A,22 با هم ترکیب شدند. صحنه های داستانی که به روال عادی تعریف میشه به صورت سیاه و سفید نمایش داده میشه و در سکانس نهایی که دو تا داستان به یه نقطه واحد میرسن، بیننده کل ماجرا رو به صورت رنگی میبینه.
در این فیلم جزئیات به شدت مهم هستند. (اگر فیلم رو ندیدی، حواست باشه که از این جای نوشته میتونه داستان فیلم رو کاملا لو بده).
مثال اول: در عکسی که تدی از زیر در هتل برای لئونارد میفرسته ، لئونارد داره به نقطه ای روی سینه اش اشاره می کنه. او در جایی از فیلم به ناتالی می گه این نقطه رو برای وقتی نگه داشته که جان جی رو پیدا می کنه. بعدا، در صحنه ای که لئونارد داره به سمت محل تاتوکاری میره، راجع به صحنه ای فکر می کنه که کنار همسرش هست و در اونجا می بینیم که روی اون نقطه از سینه اش نوشته شده "من انجامش دادم". این نشونه ایه از اینکه تدی راست می گفت و لئونارد قاتلین رو قبلا به سزای عملشون رسونده بوده.
مثال دوم: صحنه ای از فیلم هست که سامی (مرد مبتلا به فراموشی که داستانش توسط لئونارد تعریف می شه) بعد از مرگ همسرش در بیمارستن روانی روی یک صندلی نشسته و به رفت و آمد پزشکان نگاه می کنه. پیش از این که این صحنه به لئونارد که داره با تلفن صحبت می کنه قطع بشه، تصویر سامی با لئونارد روی همون صندلی جایگزین میشه. یک نشونه دیگه از این که تدی راست می گفت و در واقع این لئونارد بود که چنین بلایی سر همسرش آورده بود.
مثال سوم: در صحنه ای که لئونارد در منزل ناتالی تلویزیون تماشا میکنه، عکسی از یک سوزن و شخصی با لباس یقه هفت سفید در پس زمینه دیده میشه. در داستانی که لئونارد در مورد سامی تعریف می کنه، سامی انسولین ها رو موقعی به همسرش تزریق می کنه که داشته تلویزیون تماشا می کرده.این می تونه نشونه ای باشه از این که داستانی که لئونارد در مورد سامی می گه در واقع داستان خودشه. اضافه بر این اون لباس یقه هفت سفید رو در یک صحنه دیگه بر تن همسر لئونارد می بینیم.
مثال چهارم: وقتی لئونارد داره برای سومین و آخرین بار با مخاطب ناشناسش پشت تلفن حرف می زنه، انگشتانش روی شماره 0134-555 حرکت می کنه. این شماره تدیه که زیر عکسش (که دست لئونارد هست) نوشته شده. پس نشونه ایه از این که لئونارد در واقع داره با تدی صحبت می کنه.
از این دست جزئیاتی که شاید همه مخاطبین فیلم متوجهش نشن کم نیستن.

کارگردان و فیلم نامه نویس این فیلم کریستفر نولان هست که بعدها با فیلم بتمن اش خیلی معروف تر هم شد. کریستف فیلم نامه این فیلم رو بر اساس نوشته برادرش جاناتان نولان نوشت، اما چون فیلم قبل از انتشار کتاب به اکران دراومد خیلی ها این فیلم نامه رو یک فیلم نامه اریجینال می دونستن.بازیگرهای نقش اول فیلم هم به ترتیب گای پیرس "Guy Pearce" و کری-ان موس "Carrie-Anne Moss" هستن، که من فیلم قابل توجهی از این دو بازیگر قبل و بعد از ممنتو به خاطر ندارم. .
شرایطی که اساس داستان بر اون استوار شده، در واقع بیماری است به نام Anterograde Amnesia . در این بیماری، به خاطر آسیبی که به hippocampus وارد میشه بیمار دیگه قادر نیست خاطره جدیدی رو به حافظه بسپره. در دهه 1950 پزشکان با عمل جراحی اقدام به درمان نوعی بیماری صرع می کردن که عوارضی مشابه آنچه در این فیلم به تصویر کشیده شده از خودش به جا می گذاشت. یک تست هم که در فیلم به سامی داده میشه که در اون سامی با انتخاب شکل هرم به طور مکرر دچار شوک میشه، این تست مشابه واقعی و علمی داشته.