"جان بنت، John Bennett، کوچک آرزو می کنه که عروسک خرسیش زنده بشه تا جای همه دوست های نداشته اش رو پر کنه. همین آرزو کافیه که عروسک زنده بشه و تبدیل بشه به همراه همیشگی جان. اگر چه با بزرگ شدن جان این ارتباط دستخوش چالش های جدیدی شده. حالا دیگه جان بزرگ شده و دوست دختری داره به اسم لری، Lori،که بعد از چهار سال همراهی انتظارات بیشتری از همسر آینده اش داره ..."

آخر هفته پیش این فیلم رو دیدم و روز بعدش بود که داشتم با خودم فکر می کردم اساسا مخاطب این فیلم چه کسانی می تونن باشن؟ از یه طرف قهرمان اول داستان یه عروسکه و روند قصه هم به گونه ای پیش میره که بسیار به داستان کودکان نزدیک میشه و از طرف دیگر کلمات به کار رفته و اشارات موجود در فیلم به گونه ایه که فیلم درجه R می گیره! در ادامه همین فکر کردن ها بود که به نظرم رسید این گونه فیلم ها بیشتر کودک درون افراد بزرگسال رو مخاطب قرار می دهند. آدم بزرگ هایی که شنیدن کلمات و حرف های رکیک براشون روزمره شده و صحنه های استعمال دخانیات، مواد مخدر و روان گردان ها براشون چیز عجیب و غریبی نیست اما هنوز لطافت هایی در ناخودآگاهشون پنهان شده و اتفاقا این سبک فیلم ها سعی می کنند اون لطافت رو از نهان افراد در بیارن، مجراهای انسانیت رو در وجود آدم ها بازگشایی و روان سازی کنند. معتقدم بر همین اساس چنین ژانری ارزش دیدن پیدا می کنه.