ما و غیر ما
این روزها به طور اتفاقی دائم به موضوعاتی بر می خورم که ریشه های نژادپرستانه داره. صبح پاشدم دیدم یه سری از هموطنای عزیزمون زحمت کشیدن خونه دویست نفر از مهاجرای افغانی رو آتیش زدن. علتش هم این بوده که دو تا افغانی بعد از تجاوز به یه دختر ایرانی اون رو کشتن و توی چاه انداختن. حالا بگذریم از این که ظاهرا دلیل محکم و درست حسابی هم وجود نداره که اون افغانی ها این کار رو کرده باشند. گیریم اصلا کار دو نفر افغانی بوده، چه ربطی به دویست نفر بقیه داشته؟ به قول د..ا این همه متجاوز ایرانی که اعدام میشن تا حالا شده خونه بقیه ایرانی ها رو آتیش بزنیم چون اون فرد اعدامی ملیتش ایرانی بوده؟
شرمنده ام اما درست که نگاه کنیم می بینیم ما خیلی نژادپرستیم و این نژادپرستی توی همه اعمال و رفتارمون نمود داره.

همین جا در همسایگی ما ملیت های مختلف زندگی می کنن، می دونی نظر همسایه ایرانی مون در مورد باقی همسایه ها چیه؟ معتقده که نپالی ها، هندی و پاکستانی ها هم آخه آدمن که باهاشون معاشرت کنیم؟ این نژادپرستی نیست؟
اصلا چرا راه دور بریم تا حالا توی تلویزیون خودمون ندیدی که توی سریال ها آدمها رو به تهرونی و شهرستانی تقسیم بندی کنن؟ بعد شهرستانی های ساده دل رو در مقام خدمتگزار اربابان تهرانی نشون بدن؟ همین طور فی البداهه می گم: پس از باران نمونه اش! ارباب، فارسی با لهجه تهرونی حرف می زنه بقیه رعایاش با لهجه شمالی! تا حالا سریالی دیدی که توش یه ارباب لهجه شهرستانی داشته باشه و یه خدمتگزار لهجه تهرونی؟ این بر می گرده به همون نژادپرستی. تهرونیه چون رسانه دستشه نژاد خودش رو برتر نشون می ده. همین موضوع برای بقیه قومیت ها هم صدق می کنه. کردها، ترکها، عربها کلا همه قومیت های ایرانی معتقدن که نژادشون یه چیزی فراتر از بقیه ها داره. نمونه هاش خیلی زیاده.
شاید یه وقتی باز هم در این مورد غر زدم، نمی دونم اما کاش ملتی تا این حد مغروری نبودیم که بر خلاف آمار جهانی رسمی بگیم سطح آی کیوی ایرانی ها سطح خیلی بالاییه...
واقع بین بودن اولین مرحله پیشرفته، خدا کنه بتونیم واقع بین بشیم.