اون روی سکه
اینجا یه آرایشگاهی هست که صاحبش یه ایرانی و کارمندش یه ایرانی دیگه هستن. هر دوشون سالهای زیادیه که اینجا زندگی می کنن و حسابی به رموز زندگی توی اینجا آشنا هستن. چند روز پیش برای دوستم تعریف کردن که چند وقته یه مرد پنجاه ساله هر روز میاد توی مغازشون تف می کنه و میره. هرچقدر صبر کردن که طرف بی خیال بشه، یارو خیلی پی گیرتر از این حرف ها بوده.
در نتیجه یه دفعه که اومده تف کنه یقش رو گرفتن ببینن مشکلش چیه؟ اما ...

جز فحش چیز دیگه ای نصیبشون نشده. اینجا قوانین خیلی سختی در مورد برخوردهای فیزیکی داره به خاطر همین این ایرانی ها جرأت نکردن کار دیگه ای بکنن. اینه که هنوز هم آش همون آشه و کاسه همون کاسه. سهمیه روزانه تفشون رو دریافت می کنن و جرأت هم نمی کنن به پلیس مراجعه کنن، چون نهایتش طرف رو یه روز بازداشت می کنن اما بعدش خودش و همه بچه محلهاش روزگار شاکی ها رو سیاه خواهند کرد...