آرتیست
پرواز طولانی دوبی به ملبورن فرصت خوبی بود که فیلم آرتیست (یا به زبان خودمون "هنرپیشه") رو ببینم. فیلم داستان ساده ای داره که در عین سادگی امکانات نوآورانه خوبی رو براش فراهم کرده. داستان فیلم از این قراره که:

"جرج والنتین که ستاره بی چون و چرای فیلم های صامت بوده با رونق گرفتن صدا در سینما گوشه نشین می شود. اوضاع روز به روز برای وانتین سخت تر و بدتر می شود. تنها جرقه امید در زندگی والنتین دختری است به نام پپی میلر. وقتی والنتین در اوج بود یک روز در پیش نمایش یکی از فیلمهاش این دختر به طور اتفاقی باعث افتادن جرج شده ولی عکس العمل مهربانانه والنتین در حضور عکاسان و خبرنگاران به طور غیر مستقیم زمینه شروع به کار میلر به عنوان یک رقصنده در سینما را فراهم کرد. با رونق گرفتن صدا در سینما میلر دقیقا در مسیر عکس والنتین به سمت شهرت و محبوبیت می رود ..."

این داستان ساده با تیزهوشی کارگردان فیلم – میشل هازاناویسیوسMichel Hazanavicius - به یک فیلم جالب توجه تبدیل شده است. اول از همه خط داستانی ساده فیلم کاملا تداعی کننده فیلم های دوران ثابت سینماست. فیلم برداری سیاه و سفید و حداقل استفاده از صدا در این فیلم نوستالژی رو زنده می کنه که باعث شده استقبال بی سابقه ای از این فیلم بشه و سیل نقدهای مثبت و جایزه ها به سمتش جاری بشه.
ژان دو ژاردن – Jean Dujardin - هنرپیشه نقش اول فیلم که اصالتا هم زاده فرانسه هست به خاطر این فیلم شهرت عجیب و غریبی پیدا کرد. برنده جایزه اسکار شد و حالا 17 جایزه معتبر جهانی و 13 نامزدی در کارنامه اش دیده میشه. همه این جایزه ها بجز دو تا به خاطر همین فیلم آرتیست بوده. شاید برات جالب باشه که بدونی در تمام مدت فیلم برداری فیلم آرتیست دوژاردن در یک خونه متعلق به سال 1930 در تپه های هالیوود جدای از همه چی زندگی می کرد. بقیه عوامل فیلم هم همه به نوبه خودشون از این فیلم کلی از لحاظ اعتبار منتفع شدن.
در طول فیلم والنتین سگی داره که خیلی باهوشه و همواره همراهشه. نقش این سگ رو در واقع سه تا سگ بازی کردند ولی طوری گریم شدن که تفاوت هاشون مشخص نشه.
