X
تبلیغات
در خاطرم بمان - بادبادک باز اثر خالد حسینی
همه آنچه که می خواهم بعدا به یادداشته باشم
بادبادک باز اثر خالد حسینی
سه شنبه ششم مهر 1389 ساعت 20:39 | نوشته ‌شده به دست بی حافظه | ( )

کلیات: بادبادک باز (The Kite Runner) اثری قوی است در خصوص گناه، رستگاری، عشق، دوستی و وجدان درد. این اثر در سال ۲۰۰۳ منتشر شده است که با استقبال فوق العاده ای چه از جانب منتقدان و چه از جانب خوانندگان عادی مواجه شد. داستان بسیار روان بیان شده و با توجه به تعدد شخصیتها هیچ پراکندگی و آشفتگی به چشم نمی خورد، بعلاوه توزیع حوادث در کل کتاب به گونه ای است که خواننده هیچگونه احساس خستگی نخواهد کرد. من از خیلیها شنیدم وقتی که خواندن کتاب را شروع کردند دیگر تا پایان کتاب نتوانستند از فضای داستان خارج شوند. 

کیفیت ترجمه: من ترجمه مهدی غبرایی را خواندم که کیفیت ترجمه فوق العاده بود.

نکات جالب: خالد حسینی (Khaled hosseini)در اصل یک پزشک است.

احترام و علاقه فوق العاده نویسنده به ایران و ایرانیان خیلی جالب است.

نحوه توصیف تاریخ افغانستان بخصوص حضور و عملکرد طالبان در خلال داستان هم از نکات به یاد ماندنی است.

قطعه ای از داستان : آرزو کردم که ای کاش من هم زخمی می داشتم تا همدردی بابا را جلب کند. منصفانه نبود. حسن کاری نکرده بود که محبت بابا را جلب کند، فقط با آن لب شکری مضحک به دنیا آمده بود.

نتیجه جراحی خوب شد. وقتی برای اولین بار نوارهای زخم بندی را باز کردند، کمی یکه خوردیم، اما همانطور که دکتر کومار دستور داده بود از لبخند زدن خودداری کردیم. آسان نبود، چون لب بالای حسن تورم در هم و بر همی از نسجهای خام بود. انتظار داشتم وقتی پرستار آینه را دست حسن بدهد داد بکشد. وقتی حسن نگاهی طولانی و غرق فکر به لبش انداخت، علی دستش را گرفته بود. چیزی زمزمه کرد که نفهمیدم. گوش را به دهانش چسباندم. او باز زمزمه کرد.

" تشکر"

بعد لبهایش لوچه شد و تازه فهمیدم چه می کند. داشت لبخند می زد. همان کاری که وقت دنیا آمدن از شکم مادرش کرده بود.

با گذشت زمان ورم خوابید و زخم شفا یافت. طولی نکشید که فقط یک خط دندانه دار روی لبش دیده می شد. در زمستان بعد فقط جای زخم کمرنگی بود.

نکته ای طعنه آمیز. چون در همین زمستان حسن دیگر لبخند نزد.

لینک نقد فارسی داستان: www.jour4peace.com/main1.asp?a_id=286

پی نوشت: فیلمی از روی این کتاب ساخته شده است که یک هنرپیشه نام آشنای ایرانی هم در آن به ایفای نقش پرداخته است: همایون ارشادی. تصویر زیر نمایی از فیلم است که همایون ارشادی در این صحنه نقش بابا را ایفا نموده است.

موضوعات مرتبط: به بهانه یک نوشتار

برچسب‌ها: داستان خارجی